واقعا که!!!

زنی که با پنج شوهرش در یک خانه زندگی می‌کند!!

«راجو ورما»ی ۲۱ ساله هر شب در یک اتاق با ۵ شوهرش که با هم برادر هستند به سر می‌برد . او به هیچ وجه نمی‌داند که پدر فرزندش کدام یک از این ۵ برادر است و می‌گوید: «ابتدا کمی خجالت‌آور بود، اما الان من هیچ یک از آن‌ها را به دیگری ترجیح نمی‌دهم.»
«راجو» می‌گوید: «مادرم نیز با سه برادر ازدواج کرده بود و وقتی من ازدواج کردم، می‌دانستم که با هر ۵ برادر ازدواج می‌کنم.

اسم این کار رو چی میشه گذاشت؟

جهالت؟
نادانی؟
حماقت؟
فقر؟
فقر اندیشه؟

دخترا زیادم بد نیستن!،میگی نه مطلبو بخون!

خیلی عالــــــیه .....
در اولین صبح عروســی ، زن و شوهــر توافق کردند
که در را بر روی هیچکس باز نکنند .
ابتدا پدر و مادر پسر آمدند . زن و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند .
اما چون از قبل توافق کرده بودند ، هیچکدام در را باز نکرد .
ساعتی بعد پدر و مادر دختر آمدند .
زن و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند .
اشک در چشمان زن جمع شده بود و در این حال گفت :
نمی تونم ببینم که پدر و مادرم پشت در باشند و در را روشون باز نکنم . شوهر چ
یزی نگفت ، و در را برویشان گشود .
سالها گذشت خداوند به آنها چهار پسر داد .
پنجمین فرزندشان دختر بود . برای تولد این فرزند ،
پدر بسیار شادی کرد و چند گوسفند را سر برید و میهمانی مفصلی داد . مردم متعجبانه از او پرسیدند :
علت اینهمه شادی و میهمانی دادن چیست ؟
مرد بسادگی جواب داد :
چـــون این همـــون کسیــــه که ، در را برویم باز میکنـه !!!

اینم یه حرفیه!!!!

اصن زن آدم باس قد بلند باشه :))

توبه

قبرها پر است از جواناني كه ميخواستند در پيرى توبه كنند ...


گفتم که به پیری رسم و توبه کنم

آنقدر جوان مرد و یکی پیر نشد...


 

!!!!!!!!!!!!

بسلامتی همه مادرا

ماه

فرخزاد

هیچ...

 
امروز را در خانه می مانم ...                      
و در به روی کسی  نمی گشایم...
اما بی در و پیکر است...                                                 

خانه ی ذهنم...

می آیند و می روند...
دوستان ناموافق...
آشنایان ناسازگار...